مکتب سهروردی هم فلسفه هست و هم نیست. فلسفه است از این جهت که به عقل اعتقاد دارد، اما عقل را تنها مرجع شناخت نمیداند. عرفان است از این نظر که کشف و شهود و اشراق را شریف ترین و بلندمرتبه ترین مرحله شناخت میشناسد. او به سختی بر ابن سینا می تازد و از کلیات و مثل افلاطون دفاع میکند.
نظریه فلسفی سهروردی این بود که هستی غیر از نور چیزی نیست و هر چه در جهان است و بعد از این به وجود میآید نور میباشد. منتها بعضی از نورها رقیق است و برخی غلیظ و برخی از انوار ذرات پراکنده دارد و پارهای دیگر دارای ذرات متراکم است. امروزه این نظریه قابل فهم است چون میدانیم که هرچه در جهان هست انرژی است که به صورت امواج میباشد، هنگامی که انرژی به صورت متراکم باشد ماده و هنگامی که برقیق باشد شکل امواج یا نور را دارد.(ویکی پدیا)
هشتم مرداد روز بزرگداشت سهروردی است. بی راه ندیدم با این رباعی که سروده ی خودش می باشد یاد او را گرامی بدارم.
| هان تا سر رشته خرد گم نکنی | خود را ز برای نیک و بد گم نکنی | |
| رهرو توئی و راه توئی منزل تو | هشدار که راه خود به خود گم نکنی |